تبليغاتX
تو یه شاهکاری ...
حالا...

موجیم و وصل ما ، از خود بریدن است

ساحل بهانه ای است ، رفتن رسیدن است

 

تا شعله در سریم پروانه اخگریم

شمعیم و اشک ما در خود چکیدن است

 

پر می کشیم و بال ، بر پرده خیال

اعجاز ذوق ما ، در پر کشیدن است

 

ما هیچ نیستیم ، جز سایه ای ز خویش

آیین آینه ، خود را ندیدن است

 

گفتی مرا بخوان ، خواندیم و خامشی

پاسخ همین تو را ، تنها، شنیدن است

 

 

بی درد و بی غم است ، چیدن رسیده را

خامیم و درد ما ، از کال چیدن است

 

قیصر امین پور

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 16:39  توسط فاطیما  |