تبليغاتX
تو یه شاهکاری ...
حالا...

نويسنده در جشني شرکت کرده بود و در ميان خيمه ها به تماشاي مسابقه تيراندازي و خوردن غذاي محلي مشغول بود . ناگهان دلقکي شروع کرد به تقليد کردن از رفتار او و مردم خنديدند . نويسنده نيز خنديد و او را به قهوه دعوت کرد .

دلقک گفت : به زندگي دل بده . اگر زنده اي بايد دستانت را بجنباني ، بالا و پايين بپري ، سر و صدا کني و با مردم حرف بزني . زيرا زندگي دقيقا نقطه مقابل مرگ است . مرگ يعني تا ابد در يک وضع باقي ماندن . اگر زياد بي سر و صدا باشي ، زنده نيستي .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 18:27  توسط فاطیما  | 

اولي : من اصلا آمادگي عشق رو ندارم . اصلا در شرايطي نيستم که آمادگي عشق رو داشته باشم .(ذهن استدلالي)


دومي : مي دوني ! وقتي داري با بيژامه ، روي زمين با گوشت کوب گوشت آبگوشت رو له مي کني ! پياز با دستت له مي کني و دهنت پر از سبزي هست ! اصلا آمادگي يک مهمون باپرستيژ و با کلاس رو نداري ! عشق در مي زنه مي ياد تو ! تو هر قدر که بگي ببخشيد آمادگي ندارم عشق کنگر مي خوره لنگر مي ندازه ! عشق کاري به بيژامه تو نداره !


پس هميشه آماده باش !


و وقتي بهترين لباس رو پوشيدي ، غذا درست کردي ! و منتظري آماده چشم به در دوختي ! نمي ياد !


پس صبر داشته باش !


عشق يک مهمون ناخونده هست . هميشه خونه خودت رو براي يک مهمون ناخونده آماده کن و وسايل پذيرايي آماده داشته باش ! چون عشق کاري به بيژامه تو نداره !


هميشه آماده باش ! (دل)


لبخند هم يادت نره چون ممکنه هر کسي عاشق لبخند تو بشه !

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 9:20  توسط فاطیما  | 

* شايستگي هايت را باور کن ! *  

روحي در درون توست که به لمس ستارگان تواناست.

نيرويي در توست که مي تواند به هدفهايت برساندت.

و روياهايت را جامه حقيقت بپوشاند.

از سرزنش ديگران و رقابت و تصميم هاي نادرست، بيم به خود راه مده.

از هر تجربه بايد دانشي اندوخت.

به خود ايمان داشته باش و با اطمينان پيش رو.

با اين باور که شايستگي خود را نشان دهي،

درست همان گونه که آفريده شده اي.

تا وجودي يگانه باشي.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 9:16  توسط فاطیما  | 

در همين لحظه از زندگي ...

آزادانه بينديش.

بردباري را بياموز.

لحظات ناب را درياب.

پيام خدا را به ياد داشته باش. 

دوستاني نو به دست آور.

دوستان پيشين را دوباره کشف کن.

به آنها بگو به آنچه که مي کني عاشقي.

گرفتاري را فراموش کن.

دشمن را ببخش.

اميدوار باش، ببال، ديوانه شو و موهبت ها را بشناس. 

معجزه ها را ببين.  

کاري کن که همه به حقيقت بپيوندند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 9:14  توسط فاطیما  |